ميلاد حضرت علي (ع) را به همه ي شيعيان
مخصوصا پدران عزيزتبريك ميگوييم
علي(ع)

مکه پر شور و شعف/ کعبه می گیرد شرف
قبله را قبله نما/ آمده میر نجف


میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و
شجاعت،اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک
باد.


ناگهان یک صبح زیبا، آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!
بال های خویش را دست توسل کرده بود


ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان
ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم
خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم


زان سبب ماه رجب ماه خداست
که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:
” چون که صد آمد نود هم پیش ماست”




اگر آن سبز قامت رو نمايد درباغ خدارامي گشايد
تنم رافرش كردم تا بتازد دلم رانذركردم تابيايد

فضائل حضرت زهرا (س)
پيغمبر (ص)فرمود:بهترين زنان عالم چهار نفرند:مريم دختر عمران
،فاطمه دختر محمد،خديجه دخترخويلد،آسيه زن فرعون.
پيغمبرفرمود:فاطمه (ع)ازبهترين زنان بهشت است.
رسول خدا(ص)فرمود:هنگامي كه قيامت برپا شود ،
منادي حق ازعرش ندا مي كند :اي مردم
چشمهايتان راببنديد تافاطمه از صراط عبوركند.
پيغمبر(ص)به فاطمه فرمود:خدابه واسطه غضب تو غصب مي كندوبه
واسطه خشنودي تو خشنود مي گردد. عايشه مي گويدبعد از رسول
اكرم كسي را راستگوتر از فاطمه نديده ام .امام محمد باقر(ع)
فرمود:به خدا سوگند فاطمه (ع) را به وسيله علم ، از فساد وبدي ها
باز داشت .
امام صادق (ع)فرمود:فاطمه (ع) نزد خدا نه اسم خوانده مي شود :
فاطمه، صديقه، مباركه ، طاهره، زكيه ، رضيه ،
مرضيه، محدثه ، زهرا
علت اينكه فاطمه ناميده شده اينست كه از شرور بدي ها معصوم و
محفوظ است . اگر علي (ع) نبود همسر لايقي براي فاطمه پيدا نمي شد .
از امام محمد باقر(ع) پرسيدند چرا فاطمه(ع) به نام زهرا ناميده شد؟
فرمود:زيرا خدا او را از نور عظمت خودش آفريد. بواسطه ي نور آن
حضرت آسمان و زمين روشن شد . به حدي كه ملائكه تحت تاثير آن
نور قرار گرفتند و براي خدا به سجده افتادند گفتند خدايا اين نور چيست ؟
فرمود: شعله ي است كه از نور عظمت خود آفريدم و در آسما نها
ساكنش نمودم . او را از صلب بهترين پيمبران خارج خواهم ساخت و از
اين نور ائمه و پيشوايان دين را خارج مي كنم تا مردم را بسوي حق
هدايت كنند . آنان جانشينان پيغمبر من خواهند بود .
از تو مي آموزيم ...
اي زهراي زندگي!
اي اسوه عفاف!
از تو مي آموزيم : حيا و حجاب را در جامعه ،
متانت و ادب را در گفتار ، سادگي
و دوري از تجملات را در زندگي،
تن پوش قناعت را در معاش،
حسين پروري و زينب آفريني را در تربيت!
اي زهراي نجابت!
از تو درس مي گيريم:
تعالي روح و جان را در سايه عبادت ، شکوه زندگي را درصفا وصداقت، حمايت
از رهبري را در سياست ، و استقامت و نستوهي را در دفاع ازامامت.
از تو مي آموزيم: سرنهادن برسجاده عبوديت را، دست نياز گشودن به آستان خداي
بي نياز را، زمزمه و راز و نياز و نماز را ، شيريني کام جان با تلاوت قرآن را،
يتيم نوازي و احسان و دستگيري از بينوا را ، تلاشروزانه و نجواي شبانه را،
دين شناسي ،معرفت آموزي و پارسايي را.
چگونه بودن را، و ... چگونه زيستن را.
اي بتول بيداري و بزرگواري!
سخنانت در زيبايي و عمق به وحي مي ماند، رفتارت، آينه خلق و خوي"
رسول الله"،
قلب مهربانت، پناهگاه حسن و حسين و تکيه گاه شير خدا بود.
وجودت، يادآورمحمد بود، سجودت، فرشتگان و قدسيان را به تسبيح و تقديس وا مي
داشت، رضايت، رضاي خدا و رسول بود و خشم و غضبت، خشم پروردگار!
داناي رازها بودي و عالمه غير معلمه!
اي چشمه سار حکمت، درياي بيکران خصال نکوي تو از " دانش " و " وفا" و "
حيا" موج مي زند!
در چهره ات حياي محمد (ص) نهفته است ، در گفته ات، کلام پدر هست جلوه گر،
اي مادر پدر!
اي فاطمه!...
عشق را هم ز تو بايد آموخت، و مناجات و عبوديت را، وصميميت را، و خدا را
بايد از کلام تو شناخت خانه از نام تو عرفان دارد و ... شب، از ياد تو عطر آگين
است.

فاطمه بانوي نمونه اسلام
فاطمه دختر شايسته پيامبر
قرآن خانواده پيامبر را مورد خطاب قرار داده مي فرمايد :
( يا نساء النبيّ من يات منكن بفاحشه مبينه
يضاعف لها العذاب ضعفين و كان ذالك علي الله يسيراً.
و من يقنت منكن لله و رسوله و تعمل
صالحا نوتها اجرها مرتين و اعتدنا لها رزقا كريما يا نسا ء
النبي لستن كاحد من النساء ان اتقيتن
فلا تخضعفن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قولا
معروفا . و قرن في بيوتكن و
لا تبرجن الجاهليه الاولي و اقمن الصلوه و اتين الزكاه و اطعن الله
رسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس
اهل البيت و يطهركم تطهيرا و اذكرن ما يتلي في بيوتكن
من آيات الله و الحكمه ان الله كان لطيفا خبيرا .)
يعني : اي زنان پيغمبر ! هريك از شما كه كار ناروائي را انجام دهد عذابش دو چندان خواهد بود
و اين كار بر خدا آسان است و هريك از شما كه مطيع خدا و رسول باشد و عمل صالح انجام دهد
پاداش او را دو چندان خواهيم داد و در بهشت برايش روزي خوبي را فراهم ساخته ايم اي نان
پيامبر شما مانند ساير زنان نيستيد اگر با تقوا و پرهيزكار باشيد پس با مردان بيگانه با صداي
نازك سخن نگوئيد مباد آنكس كه در دل بيماري دارد به طمع بيفتد بلكه بر طبق معمول سخن
بگوئيد درخانه هايتان بنشينيد و مانند زنان دوره جاهليت آرايش كرده خود را ظاهر نسازيد .
نماز را بپا داريد و زكات را بدهيد و از خدا و رسول اطاعت كنيد خدا چنين خواسته كه شما اهل
بيت از هر عيبي پاك باشيد و از آن همه حكمت و آيات الهي كه در خانه هاي شما تلاوت مي شود
پند بگيريد و آنها را بياد داشته باشيد خدا مهربان و آگاه است
.
از آيات مذكور مطلب بسيار مهمي استفاده مي شود كه پيامبر وظيفه دارد خانواده اش را اصلاح
كند و از خوشگذراني و تجمل پرستي بر حذر بدارد . و به آنها تفهيم كند كه خانه پيامبر جاي
خوشگذراني و تجمل پرستي نيست بلكه جاي مواسات و ساده زيستن و خدمت به اسلام و مسلمين
است خانه پيامبر جايگاه بسيار مقدسي است كه مردم انتظار دارند آثار اسلام و مسلمين است خانه
پيامبر جايگاه بسيار مقدسي است كه مردم انتظار دارند آثار اسلام را در آنجا بالعيان مشاهده
نمايند .
خداوند متعال در اين آيات به خانواده پيامبر گوشزد مي كند كه شما مانند ساير زنان نيستيد بلكه
مسئوليت بزرگي را پذيرفته ايد بايد مواظب كارهايتان باشيد زيرا كار بد شما عذابش دو چندان
است و كارهاي نيك شما نيز پاداش دو برابر دارد . شما وابسته به پيامبر و اهل بيت نبوت هستيد
شؤون اين بيت را حفظ كنيد در رعايت تقوا و حجاب اسلامي كوشا باشيد و مانند زنان جاهليت
در كوچه و بازار تظاهر و خود نمائي نكنيد و حتي مواظب طرز سخن گفتن خود باشيد از
دستورات خدا و پيامبر اطاعت كنيد و به آيات و احاديثي كه درخانه شما تلاوت مي شود توجه
داشته باشيد . در بيت شما سخن از ايمان ، تقوا ، معنويت ، مواسات ، ايثار ، فداكاري، بي ارزش
بودن زرو زيور دنيا و عدالتخواهي به ميان مي آيد . مبادا زندگي داخلي و رفتار شما برخلاف
گفتارتان باشد . اگر به مسئوليت خطير خود عمل كرديد لياقت داريد كه اهل البيت باشيد و اگر د
ر انجام مسئوليت خود كوتاهي كرديد لياقت آن را نداريد كه از اهل البيت باشيد گرچه در اين خانه
زندگي كنيد و همسر يا فرزند تني پيامبر باشيد .
البته هركسي لياقت احراز چنين مقامي را ندارد در اين بين تنها حضرت زهرا سلام الله عليها بود
كه بر طبق خواسته رسول خدا عمل مي كرد و حقاً فرزند شايسته ولايق پيامبر بود وبه همين
جهت پيامبر اكرم درباره اش فرمود: دخترم فاطمه بهترين بانوي گذشته و آينده است وقتي در
محراب مشغول عبادت مي شود هفتار هزار ا فرشتگان مقرب الهي به او سلام مي دهند و مي
گويند اي فاطمه خدا ترا برگزيد و پاكيزه نمود و برجميع زنان عالم برتري دارد .
بازهم پيامبر درباره اش فرمود : ايمان به خدا آن چنان در اعماق قلب و باطن روح زهرا نفوذ
كرده كه براي عبادت خدا خودش را از هر چيزي فارغ مي سازد و مي فرمود: وقتي فاطمه
درمحراب خود مشغول عبادت مي شود نور او براي فرشتگان مي درخشيد و خدا به ملائكه مي
گويد : بنده ام را ببينيد چگونه از خوف من مي لرزد و غرق عبادت مي باشد .
اسماء مي گويد روزي خدمت فاطمه عليها السلام بودم كه پيامبر اكرم (ص) وارد شد
گردن بندي از طلا در گردن فاطمه ديد فرمود : دخترم به سخن مردم كه مي گويند : فاطمه
دخترمحمد مغرور نشو درحاليكه لباس ستمكاران را در برداشته باشي . زهرا فوراً گردن بند را
بيرون آورد و فروخت و از پولش بنده اي را خريد و آزاد نمود پيغمبر اكرم از عمل زهرا خشنود
شد .
زندگي سخت فاطمه و علي (ع)
يك وقت زندگي به قدري بر علي (ع) سخت شد كه فاطمه خدمت پدر بزرگوارش مشرف شد درب
خانه را كوفت پيغمبر به ام ايمن فرمود : گويا دخترم زهرا باشد . در را بازكن ببين كيست . وقتي
كه در را باز كرد فاطمه داخل شد سلام داد و خدمت پدر نشست رسول خدا (ص ) فرمود: فاطمه
جان تو هيچگاه اين موقع به منزل ما نمي آمدي اكنون چه شده است ؟ عرض كرد : يا رسول الله
غذاي ملائكه چيست ؟
فرمود: حمد خدا .
عرض كرد : پدرجان پس غذاي ما چيست ؟
فرمود: به خدا سوگند اينك مدت يك ماه است كه در خانه آل محمد آتش روشن نشده است . نور
ديده ام بيا تا پنج كلمه اي كه جبرئيل به من تعليم داده به تو ياد دهم بگو يا رب الاولين و الاخرين
يا ذاالقوه المتين و يا راحم المساكين و يا ارحم الراحمين . حضرت زهرا دعا را ياد گرفت و به
خانه برگشت .
حضرت علي پرسيد : كجا بودي ؟
جواب داد : براي طلب دنيا رفتم ولي براي آخرت دستور گرفتم .
فرمود: امروز بهترين روزت بود .
روزي پيغمبر (ص) از فاطمه عيادت كرد و احوالش را پرسيد عرض كرد پدرجان مريض هستم
و بدتر از آن چيزي نداريم بخوريم .
فرمود: آيا برايت كافي نيست كه بزرگ زنان جهان باشي .
امام صادق (ع) مي فرمايد : يك روز فاطمه (ع) خدمت رسول خدا عرض كرد : علي (ع) هرچه
دارد در بين فقرا تقسيم مي كند .
فرمود فاطمه جان ! مبادا برادر و پسر عمويم را ناراحت كني . زيرا غضب علي (ع) غضب من
و غضب من غضب خداست .
اسماء بنت عميس مي گويد : روزي رسول خدا (ص) به منزل فاطمه تشريف برد ديد حسن و
حسين (ع) منزل نيستند احوالشان را پرسيد عرض كرد : امروز در خانه ما چيزي براي خوردن
وجود نداشت . علي (ع) وقتي خواست بيرون برود فرمود : حسن و حسين (ع) را با خودم بيرون
ببرم مبادا گريه كنند و از تو مطالبة غذا نمايند . آنان را برداشت و رفت نزد فلان شخص يهودي
.
رسول خدا در جستجوي علي بيرون رفت او را در نخلستان يهودي يافت كه مشغول آب كشي بود
حسن و حسين (ع ) را مشغول بازي ديد مقداري خرما نيز در نزدشان بود به علي فرمود قبل
ازاينكه هوا گرم شود حسن و حسين (ع) را به خانه برنمي گرداني ؟ عرض كرد : يا رسول الله
وقتي از خانه خارج شدم غذايي در خانه نداشتيم صبركنيد تا قدري خرما براي فاطمه تهيه كنم من
با اين يهودي قرار گذاشته ام در مقابل هر دلو آب يك دانه خرما بگيرم .
وقتي قدري خرما تهيه شد آنها را در دامن ريخت و حسن و حسين (ع) رابرداشت و به منزل
برگشت .
روزي پيغمبر (ص) بر فاطمه وارد شد ديد گردن بندي بر گردنش بسته است از او اعراض كرد
فاطمه (ع) علت اعراض پدر را دريافت . گردن بند را بار كرد و خدمت پيغمر تقديم نمود . آن
حضرت فرمود : فاطمه جان تو از من هستي بعداً شخص درمانده اي رسيد رسول خدا گردن بند
را به او عطا كرد و فرمود هركس خون ما را بريزد و مرا درباره اهل بيتم اذيت كند خدا بر او
غضب خواهد كرد .
امام محمد باقر عليه السلام مي فرمايد عادت پيغمبر چنان بود كه وقتي آهنگ سفر مي نمود با
آخرين كسي كه وداع مي كرد فاطمه (ع) بود . و چون از سفر مراجعت مي نمود اول به ديدار او
مي شتافت در يكي از سفرها وقتي به خانه فاطمه وارد شد مشاهده كرد كه دستبند نقره اي براي
حسن و حسين (عليهما السلام ) تهيه كرده و پرده اي بر در آويخته است . پس قدري خيره خيره به
آنها نگاه كرده و برخلاف هميشه درخانه زهرا توقف نكرد و فورا برگشت فاطمه غمگين شد و
علت قضيه را دريافت پرده را برداشت و دستبند را ازدست حسن وحسين عليهما السلام باز كرد و
بوسيله آنها خدمت رسول خدا فرستاد پيغمبر دو نور ديده اش را نوازش نمود و دستبند ها را در
بين فقرائي كه در مسجد سكونت داشتند تقسيم نمود و پرده را قطعه قطعه كرد و به چند نفر
عريان داد كه ستر عورت كنند . سپس فرمود: خدا رحمت كند فاطمه عليهما السلام را و از لباس
هاي بهشتي به او بپوشاند و از زينت هاي بهشتي به او بدهد .
عمران بن حصين مي گويد : يك روز درخدمت رسول خدا بودم كه فاطمه عليها السلام وارد شد .
وقتي چشم آن حضرت به صورت دخترش افتاد كه از شدت گرسنگي زرد شده است و آثاري
ازخون در آن ديده نمي شود او را نزد خويش خواند و دست مباركش را بر سينه آن جناب گذاشت
و گفت : اي خدايي كه گرسنه ها را سير مي كني و درماندگان را بالا مي بري فاطمه دختر محمد
(ص) را گرسنه مدار. عمران مي گويد به بركت دعاي پيغمبر زردي صورت زهرا بر طرف شد
و آثار خون در صورتش هويدا گشت .


